۱۳۸۸ شهریور ۷, شنبه

باید با لبخند زیست



راز لبخند
با لبخند می توان بهتر زیست.بهتر اندیشید.طنز یکی از عواملی است که میتواند باعث ایجاد لبخند شود.پس باید در ابتدا طنز را شناخت
طنز چيست؟در ادبيات کهن ما٬ چيزی بنام طنز بچشم نميخورد. آنچه که در قديم بود هزل نام داشت نه طنز. کلمه طنز در همين چهل پنجاه ساله اخير در ادبيات ما متداول شد. شايد از زمان مرحوم دهخدا و روزنامه صوراسرافيل.معنی لغوی طنز گفتن: مسخره کردن و به طعنه چيزی را گفتن است ولی در قديم کلمه طنز معنا يا معانی ديگری غير از آنچه که ما از آن استنباط ميکنيم داشته است. مثلا انوری در شعری طنز را به معنی سرزنش بکار برده است.نظامی از آن به جای بی​شرم بودن استفاده کرده:طنزی کند و ندارز آزرمچون چشمش نيست کی بود شرم و يا نظامی میگوید:طنز کنان روبهی آمد زدورگفت صبوری مکن ای ناصبور بنابر اين کلمه طنز در متون قديم چيزی غير از برداشت امروزی از آن است.هزل( به فتح ه و سکون ز) به معنی مزاح کردن است. البته همين هزل هم باز معانی مختلفی دارد که متاسفانه بعضی از دوستان آنرا با هجو (چرت و پرت) اشتباه ميگيرند.برای اینکه حسابی گیج بشوید! باید اشاره کنم که هجو هم معانی مختلفی دارد. مثلا در قديم بعضی از شعرا در مدح زمامداران مدح ميگفتند و بعضی در نقطه مقابل عليه آنها هجو ميگفتند.هجا مترادف هجو است و باز به معنی فحش است.در قديم هم مثل امروز هزل و هجو را با هم قاطی پاطی ميکردند ولذا هزل گو در منظر اديبان زياد محترم نبود. با اين توضيحات بخوبی ميتوان فهميد که چرا اينقدر در مورد طنزهای فارسی اختلاف سليقه وجود دارد. بعضی نوشته​ای را طنز ميدانند و ديگری انرا هجو مینامد. درصورتی که هيچکدام نميتوانند تعريف مشخصی از طنز يا هجو ارائه دهند.در چند دهه گذشته بعضی از بزرگان ادب بخاطر تفکيک طنز از هجويات رکيک اصطلاح طنز را باب کردند. مثلا اقبال آشتيانی در مجله ارمغان و دکتر خانلری در مجله سخن اين کلمه را جا انداختند و نوشته های عبید زاکانی را تحت عنوان طنز چاپ و معرفی کردند نتيجه اين که شد امروزه مردم ما عبيد زاکانی را بنام طنزپرداز مي شناسند نه هزل گوی.اختلاط بين طنز و هجو باعث شد که خيلی از مردم توقع بيجايی از طنز داشته باشند. بعضی خيال ميکنند که طنز بايد آدم را روده​بر کند. خنده طنز با خنده هزل فرق دارد. خنده طنز نوعی خنده درونی است و انبساط خاطر است. البته ممکن است اين انبساط خاطر و خنده درونی منجر به قهقهه هم بشود ولی الزامی نيست. طنز جوک نيست. طنز طنز است.


شناخت طنز:گاهی بعضی واژه​ها تعريف دقيقی ندارند ولی ميتوان با ذکر آنچه که نيست آنرا شناساند!تعريف طنز بطوری که يک عبارت جامع و مانعی باشد خيلی مشکل است ولی ميتوان توضيح داد که چه چيزهايی طنز نيستند تا در آنصورت ذهن متوجه محدوده طنز بشود. توی بسیاری از کتابها تعاریف مختلف و عجیب و غریبی برای طنز نوشته​اند که هیچکدام دقیق نیست ولی اگر مجموعه آنها را کنار هم بگذاریم میتوانیم ایده روشنی از طنز داشته باشیم

۱۳۸۸ شهریور ۲, دوشنبه

کلامی در آغاز

به نام خدا
سلام دوست من
. لذت شنا. سفر. حضور کنار عزیزان.هم صحبتی با یک دوست خوب.تدریس.و.... اینها چیزهائی نیستند که بتوان با هیچ لذت دیگری عوضشان کرد.اما انسان همواره با داشتن حس گریز از محدودیت و سیری نا پذیری به دنبال کسب تجربه های نو و ایجاد ارتباطات جدید میباشد.من از طریق این وبلاگ خواهم کوشید با ارائه مطالب مورد علاقه خود دوستان جدیدی بیابم که با تبادل اندیشه و نظرات بتوانیم بر اندوخته های یکدیگر بیافزائیم . هیاهوی شهر .استرس ناشی ازروابط متقابل انسانها.روزمرگی.نیاز به تنهائی و.....اینها عواملی هستند که باعث میشوند انسانها علاوه بر دنیای واقعی در دنیای مجازی نیز حضور یابند .البته این عوامل را نباید در فهرست اعمال افراد منزوی قرار داد!!چه بسا افرادی که اجتماعیند ولی ساعاتی را نیز در دنیای مجازی به سر میبرند.