
امروزدوست دارم کمی در مورد هیپنوتیزم صحبت کنم.هنوز روزهای خوش دانشگاه را فراموش نکرده ام ،که با دوستم آقای علی آقا خانی هر روز گروهی از دانشجو ها را هیپنوتیزم می کردیم.باور بفرمایید کم کم همه را چلمنگ!! کرده بودیم!تصور می کنم هنوز خیلی از افراد به خوبی در مورد این پدیده اطلاعات کافی ندارند.در ادامه سعی می کنم که با استفاده از تعابیری ساده هیپنوتیزم رابرای شما شرح دهم
واژه هيپنوتيزم از كلمه هيپنوز كه يك لغت يوناني به معني خواب ميباشد گرفته شده است. هيپنوتيزم وضعيت يا حالتي است كه طي آن فرد ميتواند در حالت خلسه، عكسالعملهاي خاصي در پاسخ به تلقينات از خود نشان دهد.تاريخچه هيپنوتيزم به كشورهاي ايران، هند، مصر و يونان باز ميگردد. در ايران قبايل مغها ميتوانستند با تحمل سختي، خود را به مرحلهاي از خلسه برسانند و در آن حالت نسبت به درمان بعضي بيماريها اقدام كنند. در هند، مرتاضها با تحمل رياضتهاي فراوان ميتوانستند به حالت خلسه رفته كارهاي خارقالعاده انجام دهند. در يونان و مصر معابد خاصي تحت عنوان معابد خواب وجود داشته، ساحران اين معابد قادر بودند افراد را در يك حالت خاصي مشابه خواب قرار دهند و سپس كارهاي خاصي روي آنان انجام دهند. معروفترين اين معابد، معبد دلفي ميباشد.تاريخچه هيپنوتيزم در عصر جديد به دكتر فرانس آنتوان مسمر بر ميگردد. اين پزشك اتريشي معتقد بود كه انسان داراي حوزة انرژي خاصي تحت عنوان مغناطيس حيواني ميباشد كه از طريق آن ميتوان بيماريها را درمان نمود. مسمر بيماران خود را در حالت خلسه قرار ميداد و با شكل و ظاهر خاصي بر آنها وارد ميشد و از اين طريق نسبت به درمان آنها اقدام مينمود. اين امور بعدها توسط شاگردان مسمر دنبال گرديد و به نام مسمريسم معروف شد. طرح هيپنوتيزم در ايران در عصر جديد توسط دكتر اعلمالملك ثقفي صورت گرفت.هيپنوتيزم همواره در طول تاريخ داراي دورههاي پنهان و آشكار بوده است. بدين صورت كه در برخي از برهههاي زماني به دليل مخالفت برخي مقامات علمي يا سياسي و حكومتي مورد غضب واقع ميشده، طرفداران هيپنوتيزم مجبور به مخفي كردن آن ميشدند. در برخي زمانها نيز مورد مهر و محبت قرار ميگرفت و به صورت علني مطرح و استفاده ميگرديد. جالب آنكه بعضي حاكمان و رجال سياسي براي پيشبرد اهداف خود از اين علوم استفاده ميكردند.هيپنوتيزم به دو نوع “خود هيپنوتيزم” و “دگرهيپنوتيزم” تقسيم ميشود. در خود هيپنوتيزم شخص خودش را هيپنوتيزم ميكند، در دگر هيپنوتيزم، فرد هيپنوتيزم كننده را عامل يا هيپنوتيزور و فرد هيپنوتيزم شونده را سوژه ميگويند.هيپنوتيزم داراي كاربردها و استفادههاي متفاوت ميباشد ولي نوش داروي تمام امور، بيماريها و مشكلات نميباشد. هيپنوتيزم پزشكي در تسكين درد بيماران، درمان برخي بيماريها و ايجاد بيحسي و بيهوشي استفاده ميشود. تقويت حافظه، تسهيل در يادگيري، ايجاد يا تقويت انگيزه در مطالعه، افزايش بازده در مطالعه و افزايش قدرت خلاقيت از موارد ديگري است كه با هيپنوتيزم قابل حصول ميباشد. هيپنوتيزم در امور جنائي و قضايي نيز براي كشف جنايت و شناسايي جنايتكاران قابل استفاده است. موفقيتهاي شغلي و موفقيتهاي ورزشي نيز با هيپنوتيزم قابل دست يابي است. برخي اعتقاد دارند در مراحل عميق خلسههاي هيپنوتيك ميتوان به وراي بعد مكان و زمان دست يافت.هيپنوتيزم با همة محاسنش، داراي خطراتي نيز ميباشد. ايجاد رابطة عاطفي بين عامل و سوژه (در زماني كه آنها از دو جنس مخالف باشند)، توهم قدرت در عامل، احتمال ديوانگي يا مرگ سوژه، اثرات سوئي كه به دنبال تلقينات بيش از حد ممكن است بروز كند، درد در نقاطي از بدن سوژه بعد از بيداري، اختلالات روان پريشي و سخت بيدار شدن سوژه از جمله اين خطرات ميباشد. هيپنوتيزم ممكن است براي افراد مبتلا به بيماريهاي قلبي، عصبي و متابوليسمي مضر باشد.هيپنوتيزم طي سه مرحله توجيه، القا و كنترل صورت ميگيرد. در مرحله نخست بايد سوژه را بطور كامل توجيه نماييم و توضيحات لازم را در مورد نحوة كاري كه ميخواهيم روي او انجام دهيم ارائه كنيم. در صورت عدم توجيه مناسب، ممكن است سوژه ناخودآگاه مقاومت كند. در مرحلة القاء، با ارائه تلقينات كلامي كه به صورت موزون و هماهنگ ارائه ميشود، سوژه به حالت خواب فرو ميرود. مرحلة سوم، مرحلة كنترل سوژه در خواب است كه مشكلترين مرحله است. لذا عامل به اطلاعات و تجربيات كافي نياز دارد.در حالت هيپنوتيزم سوژه علائمي از خود نشان ميدهد كه بيانگر هيپنوتيزم شدن او ميباشد. كاهش فعاليت جسمي، عميق شدن تنفس، تنگ شدن چشم، افتادن پلك، پيدايش رخوت، افتادن سر، تمايل چشمها در چرخش به سمت بالا و در برخي موارد گرم شدن بدن، افزايش ترشح اشك و پرش در پلك از جمله اين نشانههاست.عامل براي انجام هيپنوتيزم ممكن است از ابزار و شيوههاي مختلف استفاده كند. تلقين كلامي، تأثير نگاه، ارسال انرژي و استفاده از برخي وسايل از اين جملهاند. در تلقين كلامي، كلمات با ريتم موزون و هماهنگ و با لحن تأثيرگذار ادا ميشود. در صورتيكه عامل با نگاه نافذ و بدون پلك زدن به سوژه نگاه كند، ميتواند تأثير تلقيني در سوژه داشته باشد. ارسال انرژي در عامليني كه با انرژيهاي فراحسي و شيوههاي كنترل و ارسال آن آشنايي علمي و عملي داشته، نيز كمك كننده است. اين افراد تقريباً نيازي به تلقينات لفظي نخواهند داشت. وسايلي مانند انگشتر، تسبيح، آونگ، قرصهاي پلاسبو و امثال آن نيز كمك كننده ميباشند.عوامل مختلف بر هيپنوتيزم مؤثر است. سن، جنسيت، شغل، شخصيت سوژه و محيط از جمله عوامل اثر گذار ميباشند. افراد زير شش سال هيپنوتيزم نميشوند، همچنين هيپنوتيزم كردن افراد بالاي سي سال مشكل و افراد مسن بسيار سخت است. خانمها به نسبت آقايان داراي قدرت هيبنوتيزم شوندگي بيشتر ميباشند. شغل ميتواند تأثير مثبت و يا منفي داشته باشد. افرادي كه داراي مشاغل هنري و لطيف ميباشند يا به اقتضاي شغلشان شرطي شدهاند، با استفاده از روشهاي مربوطه به راحتي هيپنوتيزم ميشوند. شخصيت سوژه هر چقدر عاطفيتر و تأثير پذيرتر باشد و هر چقدر تجسم سوژه بيشتر باشد، كار عامل راحتتر خواهد بود. نور، رنگ، عطر و صوت محيط ميتواند تأثير مثبت يا منفي داشته باشد. هر چقدر نور كمتر و ملايمتر باشد تأثير بهتري ميگذارد. رنگ محيط بهتر است آرامش بخش باشد، براي مثال رنگ آبي مناسب است. برخي عطرها مانند بوي عود تأثير مثبت دارد. پخش آهنگ و موسيقي ملايم و بدون كلام نيز مفيد است.يك هيپنوتيزور خوب بايد داراي ويژگيها و صفات خاصي باشد. سلامت و تعادل جسم، روان و روح، داشتن اعتماد به نفس، اعتقاد كامل به هيپنوتيزم، ايجاد تمركز عالي و مستمر، قدرت جاذبه و تأثير گذاري، قدرت تشخيص و قضاوت و اعتقاد به اصول اخلاقي و انساني از جملة اين خصوصيات ميباشند.تله هيپنوتيزم، نوع خاصي از هيپنوتيزم است كه از راه دور انجام ميشود. در اين حالت عامل از راه دور و بدون تماس نزديك و مستقيم بر سوژه اثر ميگذارد و او را خواب ميكند. اين حالت براي تأثير گذاري بر سوژه بدون اطلاع او كاربرد دارد. براي تله هيپنوتيزم بايد عامل از قدرت تله پاتي عالي برخوردار بوده، انرژيهاي فراحسي را بشناسد و نحوة استفاده از آنها را بداند. شايع است كه برخي از سازمانهاي جاسوسي در كشورهاي پيشرفته از اين روشها استفاده ميكنند و براي اين منظور دانشمندان مربوطه را در استخدام دارند.استفاده از هيپنوتيزم از نظر شرعي و ديني بلا مانع است. حضرت آيت اللـه العظمي صانعي كاربرد علم هيپنوتيزم در علوم پزشكي را حرام ندانستهاند.با وجود كاربردهاي علمي مختلف هيپنوتيزم و با توجه به صدور مجوزهاي شرعي آيا توجه لازم به هيپنوتيزم در كشور ما شده است؟ آيا در عمل جايگاه خود را در دانشگاه و جامعه پيدا كرده است؟ آيا ما جزء كساني هستيم كه بي دليل كوس مخالفت با آن را سر ميدهيم يا جزء آنان كه به دنبال استفاده مفيد از هيپنوتيزم به نفع مخلوقات حق ميباشند؟
واژه هيپنوتيزم از كلمه هيپنوز كه يك لغت يوناني به معني خواب ميباشد گرفته شده است. هيپنوتيزم وضعيت يا حالتي است كه طي آن فرد ميتواند در حالت خلسه، عكسالعملهاي خاصي در پاسخ به تلقينات از خود نشان دهد.تاريخچه هيپنوتيزم به كشورهاي ايران، هند، مصر و يونان باز ميگردد. در ايران قبايل مغها ميتوانستند با تحمل سختي، خود را به مرحلهاي از خلسه برسانند و در آن حالت نسبت به درمان بعضي بيماريها اقدام كنند. در هند، مرتاضها با تحمل رياضتهاي فراوان ميتوانستند به حالت خلسه رفته كارهاي خارقالعاده انجام دهند. در يونان و مصر معابد خاصي تحت عنوان معابد خواب وجود داشته، ساحران اين معابد قادر بودند افراد را در يك حالت خاصي مشابه خواب قرار دهند و سپس كارهاي خاصي روي آنان انجام دهند. معروفترين اين معابد، معبد دلفي ميباشد.تاريخچه هيپنوتيزم در عصر جديد به دكتر فرانس آنتوان مسمر بر ميگردد. اين پزشك اتريشي معتقد بود كه انسان داراي حوزة انرژي خاصي تحت عنوان مغناطيس حيواني ميباشد كه از طريق آن ميتوان بيماريها را درمان نمود. مسمر بيماران خود را در حالت خلسه قرار ميداد و با شكل و ظاهر خاصي بر آنها وارد ميشد و از اين طريق نسبت به درمان آنها اقدام مينمود. اين امور بعدها توسط شاگردان مسمر دنبال گرديد و به نام مسمريسم معروف شد. طرح هيپنوتيزم در ايران در عصر جديد توسط دكتر اعلمالملك ثقفي صورت گرفت.هيپنوتيزم همواره در طول تاريخ داراي دورههاي پنهان و آشكار بوده است. بدين صورت كه در برخي از برهههاي زماني به دليل مخالفت برخي مقامات علمي يا سياسي و حكومتي مورد غضب واقع ميشده، طرفداران هيپنوتيزم مجبور به مخفي كردن آن ميشدند. در برخي زمانها نيز مورد مهر و محبت قرار ميگرفت و به صورت علني مطرح و استفاده ميگرديد. جالب آنكه بعضي حاكمان و رجال سياسي براي پيشبرد اهداف خود از اين علوم استفاده ميكردند.هيپنوتيزم به دو نوع “خود هيپنوتيزم” و “دگرهيپنوتيزم” تقسيم ميشود. در خود هيپنوتيزم شخص خودش را هيپنوتيزم ميكند، در دگر هيپنوتيزم، فرد هيپنوتيزم كننده را عامل يا هيپنوتيزور و فرد هيپنوتيزم شونده را سوژه ميگويند.هيپنوتيزم داراي كاربردها و استفادههاي متفاوت ميباشد ولي نوش داروي تمام امور، بيماريها و مشكلات نميباشد. هيپنوتيزم پزشكي در تسكين درد بيماران، درمان برخي بيماريها و ايجاد بيحسي و بيهوشي استفاده ميشود. تقويت حافظه، تسهيل در يادگيري، ايجاد يا تقويت انگيزه در مطالعه، افزايش بازده در مطالعه و افزايش قدرت خلاقيت از موارد ديگري است كه با هيپنوتيزم قابل حصول ميباشد. هيپنوتيزم در امور جنائي و قضايي نيز براي كشف جنايت و شناسايي جنايتكاران قابل استفاده است. موفقيتهاي شغلي و موفقيتهاي ورزشي نيز با هيپنوتيزم قابل دست يابي است. برخي اعتقاد دارند در مراحل عميق خلسههاي هيپنوتيك ميتوان به وراي بعد مكان و زمان دست يافت.هيپنوتيزم با همة محاسنش، داراي خطراتي نيز ميباشد. ايجاد رابطة عاطفي بين عامل و سوژه (در زماني كه آنها از دو جنس مخالف باشند)، توهم قدرت در عامل، احتمال ديوانگي يا مرگ سوژه، اثرات سوئي كه به دنبال تلقينات بيش از حد ممكن است بروز كند، درد در نقاطي از بدن سوژه بعد از بيداري، اختلالات روان پريشي و سخت بيدار شدن سوژه از جمله اين خطرات ميباشد. هيپنوتيزم ممكن است براي افراد مبتلا به بيماريهاي قلبي، عصبي و متابوليسمي مضر باشد.هيپنوتيزم طي سه مرحله توجيه، القا و كنترل صورت ميگيرد. در مرحله نخست بايد سوژه را بطور كامل توجيه نماييم و توضيحات لازم را در مورد نحوة كاري كه ميخواهيم روي او انجام دهيم ارائه كنيم. در صورت عدم توجيه مناسب، ممكن است سوژه ناخودآگاه مقاومت كند. در مرحلة القاء، با ارائه تلقينات كلامي كه به صورت موزون و هماهنگ ارائه ميشود، سوژه به حالت خواب فرو ميرود. مرحلة سوم، مرحلة كنترل سوژه در خواب است كه مشكلترين مرحله است. لذا عامل به اطلاعات و تجربيات كافي نياز دارد.در حالت هيپنوتيزم سوژه علائمي از خود نشان ميدهد كه بيانگر هيپنوتيزم شدن او ميباشد. كاهش فعاليت جسمي، عميق شدن تنفس، تنگ شدن چشم، افتادن پلك، پيدايش رخوت، افتادن سر، تمايل چشمها در چرخش به سمت بالا و در برخي موارد گرم شدن بدن، افزايش ترشح اشك و پرش در پلك از جمله اين نشانههاست.عامل براي انجام هيپنوتيزم ممكن است از ابزار و شيوههاي مختلف استفاده كند. تلقين كلامي، تأثير نگاه، ارسال انرژي و استفاده از برخي وسايل از اين جملهاند. در تلقين كلامي، كلمات با ريتم موزون و هماهنگ و با لحن تأثيرگذار ادا ميشود. در صورتيكه عامل با نگاه نافذ و بدون پلك زدن به سوژه نگاه كند، ميتواند تأثير تلقيني در سوژه داشته باشد. ارسال انرژي در عامليني كه با انرژيهاي فراحسي و شيوههاي كنترل و ارسال آن آشنايي علمي و عملي داشته، نيز كمك كننده است. اين افراد تقريباً نيازي به تلقينات لفظي نخواهند داشت. وسايلي مانند انگشتر، تسبيح، آونگ، قرصهاي پلاسبو و امثال آن نيز كمك كننده ميباشند.عوامل مختلف بر هيپنوتيزم مؤثر است. سن، جنسيت، شغل، شخصيت سوژه و محيط از جمله عوامل اثر گذار ميباشند. افراد زير شش سال هيپنوتيزم نميشوند، همچنين هيپنوتيزم كردن افراد بالاي سي سال مشكل و افراد مسن بسيار سخت است. خانمها به نسبت آقايان داراي قدرت هيبنوتيزم شوندگي بيشتر ميباشند. شغل ميتواند تأثير مثبت و يا منفي داشته باشد. افرادي كه داراي مشاغل هنري و لطيف ميباشند يا به اقتضاي شغلشان شرطي شدهاند، با استفاده از روشهاي مربوطه به راحتي هيپنوتيزم ميشوند. شخصيت سوژه هر چقدر عاطفيتر و تأثير پذيرتر باشد و هر چقدر تجسم سوژه بيشتر باشد، كار عامل راحتتر خواهد بود. نور، رنگ، عطر و صوت محيط ميتواند تأثير مثبت يا منفي داشته باشد. هر چقدر نور كمتر و ملايمتر باشد تأثير بهتري ميگذارد. رنگ محيط بهتر است آرامش بخش باشد، براي مثال رنگ آبي مناسب است. برخي عطرها مانند بوي عود تأثير مثبت دارد. پخش آهنگ و موسيقي ملايم و بدون كلام نيز مفيد است.يك هيپنوتيزور خوب بايد داراي ويژگيها و صفات خاصي باشد. سلامت و تعادل جسم، روان و روح، داشتن اعتماد به نفس، اعتقاد كامل به هيپنوتيزم، ايجاد تمركز عالي و مستمر، قدرت جاذبه و تأثير گذاري، قدرت تشخيص و قضاوت و اعتقاد به اصول اخلاقي و انساني از جملة اين خصوصيات ميباشند.تله هيپنوتيزم، نوع خاصي از هيپنوتيزم است كه از راه دور انجام ميشود. در اين حالت عامل از راه دور و بدون تماس نزديك و مستقيم بر سوژه اثر ميگذارد و او را خواب ميكند. اين حالت براي تأثير گذاري بر سوژه بدون اطلاع او كاربرد دارد. براي تله هيپنوتيزم بايد عامل از قدرت تله پاتي عالي برخوردار بوده، انرژيهاي فراحسي را بشناسد و نحوة استفاده از آنها را بداند. شايع است كه برخي از سازمانهاي جاسوسي در كشورهاي پيشرفته از اين روشها استفاده ميكنند و براي اين منظور دانشمندان مربوطه را در استخدام دارند.استفاده از هيپنوتيزم از نظر شرعي و ديني بلا مانع است. حضرت آيت اللـه العظمي صانعي كاربرد علم هيپنوتيزم در علوم پزشكي را حرام ندانستهاند.با وجود كاربردهاي علمي مختلف هيپنوتيزم و با توجه به صدور مجوزهاي شرعي آيا توجه لازم به هيپنوتيزم در كشور ما شده است؟ آيا در عمل جايگاه خود را در دانشگاه و جامعه پيدا كرده است؟ آيا ما جزء كساني هستيم كه بي دليل كوس مخالفت با آن را سر ميدهيم يا جزء آنان كه به دنبال استفاده مفيد از هيپنوتيزم به نفع مخلوقات حق ميباشند؟
به تعبیری دیگر هیپنوتیزم عبارتست از یک نوع حالت روانی مخصوص که تحت تلقینات شخص «خواب کننده» توسط شخص «خواب شونده» پذیرفته می شود به شرط این که تلقینات برخلا ف احساس و وجدان شخص خوابرو نباشد. عده ای هیپنوتیزم را تمرکز و توجه شدید روی موضوع یا نقطه ای خاص می دانند. هیپنوتیزم یک واقعیت است که در عین شگفت انگیزی پدیده ای عادی است. اگر چه می تواند برای عده ای وسیله تفریح و جلب توجه شود ولی در کل پدیده ای است علمی که مفید و سودمند است و گاه ممکن است مورد سوءاستفاده قرار گیرد وهمچنان که گفتیم فاجعه بیافریند.
در درجات اولیه هیپنوتیزم، شخص آگاهی کامل دارد، کاملا احساس می کند که بیدار است، صداها را می شنود. اگر تلفن زنگ بزند می فهمد ، در درجه دوم هیپنوتیزم، شخص هیپنوتیزم شده نمی فهمد که هیپنوتیزم است. تصور می کند که بیدار است و فقط احساس می کند که بدنش یا دستش سنگین است.
وقتی انسان فکر یا تصوری را برای مدت زمان طولانی همواره در خواب و بیداری در ذهن خود نگهداشته و پرورش دهد، عاقبت آن تصور به ضمیر ناخودآگاه او نفوذ کرده و به حقیقت می پیوندد.
اصول هیپنوتراپی
عامل اصلی در هیپنوتیزم تلقین است و تلقین هم عبارت از القاء فکری است بطور نیمه خودکار . قسمتهای مختلف مغز ، هر یک انجام کار و وظایفی را بعهده دارند . هنگام هیپنوتیزم قسمتهای دیگر مغزکه به اندیشه های مختلف توجه دارند ، از کار ایستاده و فقط یک فکر و موضوع برای سوژه باقی می ماند و آن توجه و تمرکز به یک نقطه یا فکر است و در چنین حالتی تلقین وارد صحنه شده و سوژه ، افکار تلقین شده را می پذیرد . امروزه از بسیاری از جنبه های هیپنوتیزم در پزشکی, روانپزشکی و دندانپزشکی استفاده می شود. پزشکی جدید معتقد است که بیشتر از 80% بیماریها و بسیاری از ناتوانیها ناشی از استرس وبویژه انقباضات عضلانی هستند وبا ریلکس کردن عضلات که طبعاً با آرامش روحی همراه است میتوان از بروز آنها پیشگیری و یا آنها را درمان نمود. هیپنوتیزم کردن دیگران کار ساده ای نیست و کسی که دنبال فراگیری دگر هیپنوتیزم است نیاز به چند شرط لازم(نه کافی) دارد.
1- اعتماد به نفس خوبی داشته باشد.
2- از احساس شکست نترسد. چون شکستها پله هایی برای ترقی هستند.
3- تمرین و ممارست داشته باشد
4- از اثر گذاری خوبی روی دیگران برخوردار باشد.
5- همیشه نسبت به خود و اطرافیان نگاه مثبت داشته باشد وسعی کند خودش و دیگران را همیشه دوست داشته باشد.
مهمترین اصل در یادگیری و اعمال هیپنوتیزم
تلقین به عنوان مولفه اصلی در هیپنوتیزم تاثیر چشمگیری دارد .
باید سعی شود به اشخاصی که مورد هیپنوتیزم قرار می گیرند تلقین ارائه شود ولی باید در تلقین کردن مواردی را مد نظر داشت.
1- با اصول پنجگانه تلقین آشنایی کامل داشته باشیم و روشهای استفاده آن را بخوبی بدانیم .
2 - تلقین را باید با لحن شیوا بدهیم .
3- با توجه به خصوصیات شخص باید تلقین را به صورت آمرانه و یا خواهشانه دهیم . آمرانه بیشتر برای افراد سلطه پذیر استفاده میشود و خواهشانه بیشتر برای افراد سلطه جو استفاده میشود .
4 - زیر و بم کردن صدا هنگام تلقین دادن خیلی مهم است .
5- سعی کنیم که در تلقین کردن از شاخه ای به شاخه دیگر نپریم.
6- سعی نکینم که با تلقین های ممتد و بدون فاصله شخص رو خسته کنیم .خیلی اوقات تاثیر مکثهای بین تلقین بیشتر از خود تلقین است . البته این مکثها نباید بیش از 4 الی 6 ثانیه طول بکشد در این مکث ها شخص تمرکز کامل به تلقین های شما پیدا می کند
کاربرد هیپنوتیزم در روان درمانی
به وسیله هیپنوتیزم می توان تغییرات زیربنایی در شخص به وجود آورد. در واقع عملکرد هیپنوتیزم بصورتی است که سوژه را (شخص هیپنوتیزم شونده) در یک حالت نیمه خواب می بریم و در این حالات با ضمیرناخودآگاه وی ارتباط برقرار می کنیم و به وسیله تلقینهای پی در پی تغییرات مورد نظر را در رفتار شخص به وجود می آوریم .
متاسفانه با وارد شدن افراد غیر متخصص به این رشته و تبدیل آن به یک عمل نمایشی موزیکال یا سیرک، از اعتبار هیپنوتیزم بصورتی جدی در مجامع علمی کاسته شد. همچنین اجرای هیپنوتیزم از طریق افراد ناشی که صرفاً با خواندن چند کتاب و بدون هیچگونه آموزش علمی وعملی خود را "هیپنوتیزور" می نامند، باعث شد تا اعتماد که اولین شرط یک مشاوره موثر هیپنوتیزمی است از سوژه سلب شود از روش بی نظیر هیپنوتیزم در جهت از بین بردن ضعفهای شخصیتی و عادات منفی مثل ترس ها و جایگزین ساختن ویژگی های مثبت در انسان می توان سود جست. اشخاصی که همواره در زندگی شان موفق هستند بر شعور باطن خویش برنامه نویسی مثبت کرده اند همچنین افرادی که در زندگی ناتوان می باشند قبلا روی ناخودآگاهشان برنامه نویسی منفی کرده اند. مثل افراد خلافکار و بزهکار. شاید این سوال مطرح شود که اینان که هیپنوتیزم نشده اند پس چگونه بر شعور باطن خود برنامه نویسی مثبت یا منفی کرده اند ؟ در جواب باید گفت : وقتی انسان فکر یا تصوری را برای مدت زمان طولانی همواره در خواب و بیداری در ذهن خود نگهداشته و پرورش دهد، عاقبت آن تصور به ضمیر ناخودآگاه او نفوذ کرده و به حقیقت می پیوندد. ولی بزرگترین مزیت هیپنوتیزم در این است که از طریق چند جلسه هیپنوتیزم طی چند روز یا حداکثر چند هفته می توان تصور دلخواهی را بر شعور باطن فردی برنامه نویسی کرد .
اشخاصی که همواره در زندگی شان موفق هستند بر شعور باطن خویش برنامه نویسی مثبت کرده اند
اما یک اخطار بزرگ و حیاتی این است که تنها وتنها خطر واقعی هیپنوتراپی زمانی است که آن را یک هیپنوتیزور غیر ماهر و بی صلاحیت انجام دهد .
تصورات غلط در مورد هیپنوتیزم
تصورات غلطی که در هیپنوتیزم در جامعه وجود دارد سد مهمی را در راه پیشرفت علمی آن در جامعه به وجود آورده است .از جمله این تصور که هیپنوتیزم نوعی خواب است. در حالی که تحقیقات مختلف نورولوژیک نشان می دهد که امواج مغز در هیپنوتیزم با خواب متفاوت است. تصورات غلط دیگر مانند اعتقاد به اینکه در حالت هیپنوتیزم فردکنترل رفتاری خود را از دست می دهد و تحت تسلط هیپنوتیزور قرار می گیرد یا افراد کند ذهن هیپنوتیزم می شوند یا اینکه فرد هیپنوتیزم شده ممکن است بیدار نشود یا اینکه افراد ساده لوح زودتر هیپنوتیزم می شوند و صدها تصور غلط دیگر . در حالی که حقایق علمی نشان می دهد افرادفقط در صورت تمایل می توانند هیپنوتیزم شوند و در حین هیپنوتیزم در صورتی که تلقینات ارائه شده با اعتقادات آنها مخالف باشد به راحتی در مقابل آن ایستادگی می کنند و در هر مرحله از هیپنوز در صورت تمایل می توانند ازحالت خلسه خارج شوند . همچنین مشخص شده که برعکس تصور حاکم , افراد با هوش هیپنوتیزم پذیری بالاتری نسبت به بقیه افراد جامعه دارند
در درجات اولیه هیپنوتیزم، شخص آگاهی کامل دارد، کاملا احساس می کند که بیدار است، صداها را می شنود. اگر تلفن زنگ بزند می فهمد ، در درجه دوم هیپنوتیزم، شخص هیپنوتیزم شده نمی فهمد که هیپنوتیزم است. تصور می کند که بیدار است و فقط احساس می کند که بدنش یا دستش سنگین است.
وقتی انسان فکر یا تصوری را برای مدت زمان طولانی همواره در خواب و بیداری در ذهن خود نگهداشته و پرورش دهد، عاقبت آن تصور به ضمیر ناخودآگاه او نفوذ کرده و به حقیقت می پیوندد.
اصول هیپنوتراپی
عامل اصلی در هیپنوتیزم تلقین است و تلقین هم عبارت از القاء فکری است بطور نیمه خودکار . قسمتهای مختلف مغز ، هر یک انجام کار و وظایفی را بعهده دارند . هنگام هیپنوتیزم قسمتهای دیگر مغزکه به اندیشه های مختلف توجه دارند ، از کار ایستاده و فقط یک فکر و موضوع برای سوژه باقی می ماند و آن توجه و تمرکز به یک نقطه یا فکر است و در چنین حالتی تلقین وارد صحنه شده و سوژه ، افکار تلقین شده را می پذیرد . امروزه از بسیاری از جنبه های هیپنوتیزم در پزشکی, روانپزشکی و دندانپزشکی استفاده می شود. پزشکی جدید معتقد است که بیشتر از 80% بیماریها و بسیاری از ناتوانیها ناشی از استرس وبویژه انقباضات عضلانی هستند وبا ریلکس کردن عضلات که طبعاً با آرامش روحی همراه است میتوان از بروز آنها پیشگیری و یا آنها را درمان نمود. هیپنوتیزم کردن دیگران کار ساده ای نیست و کسی که دنبال فراگیری دگر هیپنوتیزم است نیاز به چند شرط لازم(نه کافی) دارد.
1- اعتماد به نفس خوبی داشته باشد.
2- از احساس شکست نترسد. چون شکستها پله هایی برای ترقی هستند.
3- تمرین و ممارست داشته باشد
4- از اثر گذاری خوبی روی دیگران برخوردار باشد.
5- همیشه نسبت به خود و اطرافیان نگاه مثبت داشته باشد وسعی کند خودش و دیگران را همیشه دوست داشته باشد.
مهمترین اصل در یادگیری و اعمال هیپنوتیزم
تلقین به عنوان مولفه اصلی در هیپنوتیزم تاثیر چشمگیری دارد .
باید سعی شود به اشخاصی که مورد هیپنوتیزم قرار می گیرند تلقین ارائه شود ولی باید در تلقین کردن مواردی را مد نظر داشت.
1- با اصول پنجگانه تلقین آشنایی کامل داشته باشیم و روشهای استفاده آن را بخوبی بدانیم .
2 - تلقین را باید با لحن شیوا بدهیم .
3- با توجه به خصوصیات شخص باید تلقین را به صورت آمرانه و یا خواهشانه دهیم . آمرانه بیشتر برای افراد سلطه پذیر استفاده میشود و خواهشانه بیشتر برای افراد سلطه جو استفاده میشود .
4 - زیر و بم کردن صدا هنگام تلقین دادن خیلی مهم است .
5- سعی کنیم که در تلقین کردن از شاخه ای به شاخه دیگر نپریم.
6- سعی نکینم که با تلقین های ممتد و بدون فاصله شخص رو خسته کنیم .خیلی اوقات تاثیر مکثهای بین تلقین بیشتر از خود تلقین است . البته این مکثها نباید بیش از 4 الی 6 ثانیه طول بکشد در این مکث ها شخص تمرکز کامل به تلقین های شما پیدا می کند
کاربرد هیپنوتیزم در روان درمانی
به وسیله هیپنوتیزم می توان تغییرات زیربنایی در شخص به وجود آورد. در واقع عملکرد هیپنوتیزم بصورتی است که سوژه را (شخص هیپنوتیزم شونده) در یک حالت نیمه خواب می بریم و در این حالات با ضمیرناخودآگاه وی ارتباط برقرار می کنیم و به وسیله تلقینهای پی در پی تغییرات مورد نظر را در رفتار شخص به وجود می آوریم .
متاسفانه با وارد شدن افراد غیر متخصص به این رشته و تبدیل آن به یک عمل نمایشی موزیکال یا سیرک، از اعتبار هیپنوتیزم بصورتی جدی در مجامع علمی کاسته شد. همچنین اجرای هیپنوتیزم از طریق افراد ناشی که صرفاً با خواندن چند کتاب و بدون هیچگونه آموزش علمی وعملی خود را "هیپنوتیزور" می نامند، باعث شد تا اعتماد که اولین شرط یک مشاوره موثر هیپنوتیزمی است از سوژه سلب شود از روش بی نظیر هیپنوتیزم در جهت از بین بردن ضعفهای شخصیتی و عادات منفی مثل ترس ها و جایگزین ساختن ویژگی های مثبت در انسان می توان سود جست. اشخاصی که همواره در زندگی شان موفق هستند بر شعور باطن خویش برنامه نویسی مثبت کرده اند همچنین افرادی که در زندگی ناتوان می باشند قبلا روی ناخودآگاهشان برنامه نویسی منفی کرده اند. مثل افراد خلافکار و بزهکار. شاید این سوال مطرح شود که اینان که هیپنوتیزم نشده اند پس چگونه بر شعور باطن خود برنامه نویسی مثبت یا منفی کرده اند ؟ در جواب باید گفت : وقتی انسان فکر یا تصوری را برای مدت زمان طولانی همواره در خواب و بیداری در ذهن خود نگهداشته و پرورش دهد، عاقبت آن تصور به ضمیر ناخودآگاه او نفوذ کرده و به حقیقت می پیوندد. ولی بزرگترین مزیت هیپنوتیزم در این است که از طریق چند جلسه هیپنوتیزم طی چند روز یا حداکثر چند هفته می توان تصور دلخواهی را بر شعور باطن فردی برنامه نویسی کرد .
اشخاصی که همواره در زندگی شان موفق هستند بر شعور باطن خویش برنامه نویسی مثبت کرده اند
اما یک اخطار بزرگ و حیاتی این است که تنها وتنها خطر واقعی هیپنوتراپی زمانی است که آن را یک هیپنوتیزور غیر ماهر و بی صلاحیت انجام دهد .
تصورات غلط در مورد هیپنوتیزم
تصورات غلطی که در هیپنوتیزم در جامعه وجود دارد سد مهمی را در راه پیشرفت علمی آن در جامعه به وجود آورده است .از جمله این تصور که هیپنوتیزم نوعی خواب است. در حالی که تحقیقات مختلف نورولوژیک نشان می دهد که امواج مغز در هیپنوتیزم با خواب متفاوت است. تصورات غلط دیگر مانند اعتقاد به اینکه در حالت هیپنوتیزم فردکنترل رفتاری خود را از دست می دهد و تحت تسلط هیپنوتیزور قرار می گیرد یا افراد کند ذهن هیپنوتیزم می شوند یا اینکه فرد هیپنوتیزم شده ممکن است بیدار نشود یا اینکه افراد ساده لوح زودتر هیپنوتیزم می شوند و صدها تصور غلط دیگر . در حالی که حقایق علمی نشان می دهد افرادفقط در صورت تمایل می توانند هیپنوتیزم شوند و در حین هیپنوتیزم در صورتی که تلقینات ارائه شده با اعتقادات آنها مخالف باشد به راحتی در مقابل آن ایستادگی می کنند و در هر مرحله از هیپنوز در صورت تمایل می توانند ازحالت خلسه خارج شوند . همچنین مشخص شده که برعکس تصور حاکم , افراد با هوش هیپنوتیزم پذیری بالاتری نسبت به بقیه افراد جامعه دارند







+of+untitled.bmp)


